اختلال های دوران نوجوانی

سازمان بهداشت جهانی اعلام کرد که در سراسر جهان حدود 10 الی 20 درصد از کودکان و نوجوانان دچار اختلالات روانی هستند ، نیمی از بیماری ها در کودکان از سنین 14 سالگی شروع می شوند که اگر درمان نشوند ، می توانند در بدن کودکان گسترش یابند و آنها را از پیشرفت باز می دارد .مشکلات روانی کودکان

مشکلات روانی کودکان

اختلالات سلامت روانی می تواند یکی از وحشتناک ترین مشکلات در این سنین باشد که به دلیل آن زندگی(در هر سنی) سخت می شود .با این حال ، به این دلیل که کودکان از آگاهی کمتری نسبت به اطرافشان برخوردارند و همچنین بدن آنها توانایی مقابله با این بیماری را شاید نداشته باشد .

اختلالات عاطفی و روانی در دوره نوجوانی معمولاً به‌صورت زیر است:
۱. اختلالات سیکوسوماتیک (روان-تنی)
۲. اختلالات نوروتیک (نورزها یا حالات عصبی) که جز در مورد افسردگی، فراوانی آن تقریباً در جوانان و بزرگسالان مشابه است.
۳. اختلالات شخصیتی
۴. اختلالات سیکوتیک (بیماری‌های روانی) که اسیکزوفرنی در بین نوجوانان بیش از سایر موارد است.
اول: اختلالات روانی، تنی یا سیکوسوماتیک: می‌دانیم که رابطه متقابلی بین عواطف و سلامت بدنی و روانی وجود دارد. وقتی عواطف دچار اختلال گردد سلامت بدنی و روانی فرد تهدید می‌گردد. در این ناراحتی‌ها، اعضائی مورد حمله قرار می‌گیرند که به‌وسیله سیستم خودکار عصبی کنترل می‌شوند سیستم خودکار عصبی شامل دو دسته اعصاب سمپاتیک و پاراسمپاتیک می‌شود که اثر هر کدام مخالف دیگری است و باید در حال تعادل باقی بمانند. بیشتر دستگاه‌های بدن که اعمال مهم حیاتی را همچون تنفس، جریان خون و هضم غذا به‌عهده دارند با اعصابی از این دو دسته مجهز هستند. این سیستم زیر فرمان تالاموس کار می‌کند. اگر فشار روانی ادامه یابد این سیستم خودکار عصبی همواره کار خود را دنبال می‌کند و در نتیجه عضوی که بیشتر تحت‌تأثیر آنهاست دچار ضایعه‌ای مانند زخم معده می‌شود.
به‌عبارت دیگر، بدن آدمی مجهز به یک سیستم اوژانس برای مدت کوتاهی است ولی این سیستم نباید برای مدت طولانی به‌کار گرفته شود بدن آدمی می‌تواند به جنگ گرم بپردازد ولی تحمل جنگ سرد را ندارد در این صورت دچار عارضه بدنی می‌شود.
دوم: اختلالات نوروتیک یا نورزها و حالات عصبی: نورزها یا حالات عصبی به آن دسته از اختلالات عاطفی-روانی اطلاق می‌شود که علت عضوی نداشته و در آن بیمار نسبت به وضع خود آگاهی دارد و تجربیات ذهنی و خیال‌پردازی‌های خود را با واقعیات محیط اطراف درنمی‌آمیزد. رفتار فرد نوروتیک ممکن است شدیداً مختل شود ولی از هم‌گسیختگی شخصیت وجود ندارد.
معمولاً در دوره نوجوانی علائم نورزها با یکدیگر مخلوط می‌شوند به‌طوری‌که در عمل با یک طرح مرضی خاص یا مجموعه‌ای از علائم روبه‌رو می‌شویم و تابلو بیماری به گونه‌ای است که مشخص‌کننده نوع خاصی از نورز است و بر خلاف واکنش‌های سازشی معمولاً ماه‌ها و سال‌ها باقی می‌ماند. علائم به‌تدریج آغاز می‌شود و از لحاظ شدت ممکن است نوساناتی داشته باشد برخی از علائم مانند لرزیدن دست به‌علت اضطراب و گریه به علت افسردگی آشکار است ولی بسیاری از نشانه‌ها مانند بی‌خوابی از طریق مصاحبه روشن می‌شود. علائم نورز ممکن است نظیر واکنش به استرس باشد ولی مدت واکنش بیشتر است و پس از موقعیت استرس‌زا نیز دوام می‌یابد. معمولاً نورزها اضطراب، افسردگی، وسواس و هیستری مشاهده می‌شود.
الف – اضطراب: اضطراب عبارت از پاسخی عاطفی و فیزیولوژیکی به احساس خطر همه جانبه درونی است که به ‌سادگی کنار می‌رود اضطراب عمدتاً اختلال افراد جوان است که شروع آن معمولاً در اواسط دهه سوم عمر است. اضطراب با علائم بدنی از قبیل تنش لرزش، سراسیمگی، درد عضلانی، کشش در عضلات، طپش قلب، تعریق، خشکی دهان، سرگیجه، ناراحتی معده و همچنین با علائم ادراکی از قبیل نگرانی، ترس، حواس‌‌پرتی، بی‌خوابی، بی‌حوصلگی، تحریک‌پذیری همراه است.
اضطراب در نوجوانان ممکن است علل مختلفی داشته باشد گاهی اضطراب ناشی از رفتار غلط والدین در اثر شکست‌های مکرری است که برای فرد پیش آمده و در اثر سرزنش و تحقیری که فرد شده است، چنین اضطرابی را می‌توان اضطراب یاد گرفته شده یا مشروط نامید. ممکن است اضطراب نوجوان در اثر برداشت غلط و تعبیر و تفسیرهای نادرستی باشد که او از خود کرده است مثلاً پیوسته تصور می‌کند که حادثه ناگواری برای او در شرف اتفاق افتادن است یا چرا مورد توجه دیگران قرار نمی‌گیرد و یا معیار و میزانی که نمی‌توان به آن دست یافت برای خود قرار داده است. گاهی اضطراب نوجوانان ناشی از تصمیم‌گیری‌هائی است که باید در مورد تحصیل، شغل و همسرگزینی اتخاذ نماید نوجوانان در این تصمیم‌گیری‌ها کسی را که به او اطمینان داشته و صلاحیت لازم اطلاعاتی و حرفه‌ای را داشته باشد برای شور و مشورت ندارند. والدین هم معمولاً اعتبار لازم را نزد نوجوانان برای مشورت ندارند. در نتیجه برای نوجوانان تصمیم‌گیری‌ها مشکل و با فشار و تنش همراه است طبیعی است که با وجود فشار و تنش، نوجوان دچار اضطراب می‌گردد.
ب – افسردگی: افسردگی یکی از نورزهای شایع در دوره نوجوانی است. افسردگی با تغییراتی در خلق‌و‌خوی نوجوان شروع می‌شود و فرد دچار غم و اندوه می‌گردد و برای روزها و هفته‌ها و حتی ماه‌ها ادامه می‌یابد. در هنگام افسردگی نوجوان تمام امور را زیر ذره‌بین می‌گذارد و از پشت شیشه مات و کدر بدبینی به آنها می‌نگرد. حوادث خوب و موفقیت‌های زندگی خود را نادیده می‌گیرد و به آنها توجهی ندارد.
ج – وسواس: در این حالت، نوجوان اضطراب خویش را که ناشی از محرومیت‌ها، ناکامی و تضادها لست با تکرار مداوم یک عمل یا یک فکر تسکین می‌بخشد. افراد وسواس معمولاً یک عمل مذهبی را برمی‌گزینند و آن را تکرار می‌کنند مثلاً دست خود را دائم می‌شویند. وسواس در ۲۰% موارد قبل از ۱۵ سالگی و در ۶۰% موارد بین ۱۵ تا ۲۰ سالگی ظاهر می‌شود. در رفتار والدین در شکل‌گیری این حالت دخالت تام دارد، ”کِنز“ معتقد است که نوع رفتار والدین در تربیت فرزندان نقش مهمی را در پیدایش وسواس ایفاء می‌کند. پدران و مادرانی که سختگیر و بسیار دقیق بوده و مایل هستند تمام کارها سر ساعت معین پایان یابد و با شرایط سختی کودک خود را بزرگ می‌کنند به احتمال قوی باعث ایجاد شخصیت وسواس در فرزندان خود می‌شوند.
د – حالات هیستریک: هیستری نوعی اختلال است که در آن علائم بیماری برای حصول یک نفع واقعی یا خیالی به‌وجود می‌آید و بیمار آگاهی کامل از انگیزه اصلی آن ندارد. در هیستری انگیزه‌های فرد که معمولاً ناشی از یک تضاد درونی است محدودیت‌هائی را در کنش حسی، حرکتی، ادراکی فرد ایجاد می‌کند و به‌صورت فلج، کوری، دردهای مختلف، اختلالات جنسی و بیهوشی ظاهر می‌کند. علائم هیستری در نوجوانان غالباً به‌صورت لرزش، بی‌اشتهائی، فلج، و گاهی ضعف بینائی بروز می‌کند. هبستری در بین دختران سه برابر بیش از پسران است. گاهی هیستری واکنش در مقابل مشکلات محیطی است که در آن شخصیت فرد نقش مهمی را در تعیین شکل واکنش دارد. این واکنش فرد را در مقابل فشارهای زندگی و اضطراب‌ها حفظ می‌کند.
سوم – اختلالات شخصیت: اختلال شخصیت در صورتی پیش می‌آید که ادراکات، افکار و نحوه ارتباط فرد ناسازگارانه و انعطاف‌ناپذیر باشد و باعث اشکال عمده‌ای در روابط اجتماعی و عملکرد حرفه‌ای یا باعث تنش ذهنی و درونی گردد. اختلالات شخصیت در دوران بلوغ کاملاً مشهود است، این اختلالات مابین نورزها و سایکوزها قرار دارند افرادی که دارای این اختلالات هستند در زمینه شغل و تشکیل خانواده دچار اشکال هستند.
در وراء اختلالات می‌توان حالات اضطراب و افسردگی را دید. مبتلایان به اختلالات شخصیت را به‌آسانی نمی‌توان درک کرد و اغلب علاقه‌ای به درمان نشان نمی‌دهند و مسائل خود را بازگو نمی‌کنند.
چهارم – بیماری‌های روانی یا سیکوزها: سیکوزها مشکل‌ترین اختلالات روانی هستند. بیماران روانی به‌سختی با محیط خود سازگار می‌شوند خصوصیات بارز سیکوزها به اختصار به‌صورت زیر آمده است:
الف – در سیکوزها سازمان شخصیت فرد به‌کلی مختل می‌گردد بدین معنا که شعور فرد زائل می‌گردد. داد و ستد او با محیط مختل می‌شود.
ب – بیمار روانی با واقعیت قطع رابطه نموده و برای خود دنیائی خیالی می‌سازد.
ج – بیمار سیکوتیک در حالت ترس و اضطراب شدید قرار دارد و از انواع رفتارهای دفاعی استفاده می‌برد. مخصوصاً از فرافکنی و سوء‌تعبیر و سوء‌ظن نسبت به دیگران استفاده می‌کند.
د – بیمار روانی دستخوش اوهام یعنی درک اشتباه و هذیان یعنی اعتقاد اشتباه است.
هـ – بیمار روانی مسئولیت فردی و اجتماعی را نمی‌پذیرد و مسئول اعمال و گفتار خود نیست. گاهی به ضرب و جرح دیگران می‌پردازد و رفتار و کرداری به دور از شئون اجتماعی و شرایط محیطی دارد.
مطالعات نشان داده است که در سنین ۱۶-۱۲ سالگی، شش درصد پسران و سه درصد دختران دچار اختلال شدید روانی هستند. در دوران نوجوانی بیماری اسکیزوفرنی بیش از سایر بیماری‌های روانی دیده می‌شود. از علائم بارز بیماران اسکیزوفرن وجود توهمات هذیان‌های مختلف است. نوجوانی که اسکیزوفرن است از یک سو بی‌تفاوت است و از سوی دیگر شخصی حساس و هیجانی است. جریان فکر او مختل می‌شود افکار او جنبه ابتدائی دارد ارتباطات عاطفی نوجوانان اسکیزوفرن با محیط و اجتماع مختل می‌شود و از عامل واقع دور شده و به جهان درونی خویش پناه می‌برد.