اختلال در یادگیری

 

شايد تاكنون با كودكاني مواجه شده‌ايد كه از وضعيت جسماني و هوش نرمال برخوردارند، به‌خوبي صحبت مي‌كنند، با ديگران ارتباط برقرار مي‌كنند و از مهارت‌هاي خودياري برخوردارند ولي عملكرد تحصيلي آنها با آنچه كه انتظار مي‌رود، تفاوت چشمگيري دارد. اين كودكان در مدرسه مشكلات خواندن، نوشتن و رياضي دارند. اغلب آنها محروميت‌ محيطي ندارند و والدين آنها از متخصصان مختلفي مانند روان‌شناسان، گفتاردرمانگران، روان‌پزشكان و پزشكان اطفال كمك‌هاي گوناگوني را طلب مي‌كنند. بيشترين مشكلات اين كودكان در مدرسه ظاهر مي‌شود. آنها در بدو ورود به مدرسه به پيشرفت تحصيلي خود اطمينان دارند ولي به‌تدريج درمي‌يابند كه با ساير همكلاسي‌هاي خود تفاوت دارند و دچار احساس حقارت و نااميدي مي‌شوند. از سوي ديگر، سرزنش‌هاي معلمان و خانواده، مشكلات فرد را پيچيده‌تر مي‌كند. این گروه کودکان دارای اختلال یادگیری نامیده می شوند. در دهه‌هاي اخير به دليل طراحي ابزارهاي مناسب جهت شناسایی این كودكان تعداد آنها رو به افزايش نهاده است. ‌به نظر برخي از متخصصان، گروهي از دانش‌آموزان به دليل شرايط آموزشي نامناسب و تجربه‌هاي آموزشي ناكافي، دچار فقر آموزشي مي‌شوند. اختلال در يادگيري گاهي با مشكل در سازگاری با مدرسه، ناكامي و تعامل نامناسب با همتايان همراه مي‌شود كه در اين صورت بسيار پيچيده‌تر مي‌گردد. آنها ممكن است در برخي سطوح تحصيلي عملكردي بسيار خوب و در برخي دچار مشكل باشند، براي مثال ممكن است در رياضي داراي عملكرد خوب و در خواندن و یا نوشتن دچار اختلال باشند.تشخيص و طراحي برنامه‌هاي آموزشی مناسب و زود هنگام این اختلال توسط افراد متخصص بسیار ضروری است. چرا که می توان با بهره‌گیری از روشهای مختلف آموزشی مشکلات یادگیری و تحصیلی کودکان را کاهش داد و از گسترش مشکل به سایر حیطه‌ها جلوگیری نمود.

اختلال در یادگیری

 

شايد تاكنون با كودكاني مواجه شده‌ايد كه از وضعيت جسماني و هوش نرمال برخوردارند، به‌خوبي صحبت مي‌كنند، با ديگران ارتباط برقرار مي‌كنند و از مهارت‌هاي خودياري برخوردارند ولي عملكرد تحصيلي آنها با آنچه كه انتظار مي‌رود، تفاوت چشمگيري دارد. اين كودكان در مدرسه مشكلات خواندن، نوشتن و رياضي دارند. اغلب آنها محروميت‌ محيطي ندارند و والدين آنها از متخصصان مختلفي مانند روان‌شناسان، گفتاردرمانگران، روان‌پزشكان و پزشكان اطفال كمك‌هاي گوناگوني را طلب مي‌كنند. بيشترين مشكلات اين كودكان در مدرسه ظاهر مي‌شود. آنها در بدو ورود به مدرسه به پيشرفت تحصيلي خود اطمينان دارند ولي به‌تدريج درمي‌يابند كه با ساير همكلاسي‌هاي خود تفاوت دارند و دچار احساس حقارت و نااميدي مي‌شوند. از سوي ديگر، سرزنش‌هاي معلمان و خانواده، مشكلات فرد را پيچيده‌تر مي‌كند. این گروه کودکان دارای اختلال یادگیری نامیده می شوند. در دهه‌هاي اخير به دليل طراحي ابزارهاي مناسب جهت شناسایی این كودكان تعداد آنها رو به افزايش نهاده است. ‌به نظر برخي از متخصصان، گروهي از دانش‌آموزان به دليل شرايط آموزشي نامناسب و تجربه‌هاي آموزشي ناكافي، دچار فقر آموزشي مي‌شوند. اختلال در يادگيري گاهي با مشكل در سازگاری با مدرسه، ناكامي و تعامل نامناسب با همتايان همراه مي‌شود كه در اين صورت بسيار پيچيده‌تر مي‌گردد. آنها ممكن است در برخي سطوح تحصيلي عملكردي بسيار خوب و در برخي دچار مشكل باشند، براي مثال ممكن است در رياضي داراي عملكرد خوب و در خواندن و یا نوشتن دچار اختلال باشند.تشخيص و طراحي برنامه‌هاي آموزشی مناسب و زود هنگام این اختلال توسط افراد متخصص بسیار ضروری است. چرا که می توان با بهره‌گیری از روشهای مختلف آموزشی مشکلات یادگیری و تحصیلی کودکان را کاهش داد و از گسترش مشکل به سایر حیطه‌ها جلوگیری نمود.